تبليغاتX
نی نوا

پروانه وار پای تو خوابم نمی برد

ای شمع در هوای تو خوابم نمی برد


تا صبح در نگاه خدا خیره می شوم

وقتی که روی پای تو خوابم نمی برد


نی های بینوای مرا نای ناله نیست

بی نینوای نای تو خوابم نمی برد


در چشم سرخ پنجره ها جستجو کنید

آنجا چرا برای تو خوابم نمی برد


از دست رد پای مشام غریبه ها

در عطر آشنای تو خوابم نمی برد


گاهی دلم برای خودم تنگ می شود

آنگاه من به جای تو خوابم نمی برد


قلبی درون سینه ی محراب می تپد

یا از صدای پای تو خوابم نمی برد


ا.د.محراب

جمعه 4 دی1388
چشم و چراغ
دلیل وقف جهان در من است چشمانت

چراغ قرمز چشمک زن است چشمانت


نه سبز میشود این برگ بی درخت بهار

نه زرد مثل خزان گشتن است چشمانت


من از نگاه رفیقم فراق میخوانم

که با رفاقت ما دشمن است چشمانت


به هر نگاه تو سوگند می خورند اینجا

مگر برای قسم خوردن است چشمانت

***

هنوز چشم و چراغ اتاق خواب منی

که تا سپیده دمان روشن است چشمانت


ا.د.محراب


سه شنبه 10 آذر1388
جا مانده
نقش غروب در نگاهت نشسته بود
بغضی به اعتراض به راهت نشسته بود
 
یا از فراق روی تو خورشید می گریست
یا اینکه اشک بر رخ ماهت نشسته بود
 
در سایه سار سرو تو من تکیه می زدم
یک بی پناه زیر پناهت نشسته بود
 
 
با اینکه از وداع تو جا ماند دست من
چشمم هنوز خیره به راهت نشسته بود

ادامه دارد...

ا.د.محراب
سه شنبه 24 شهریور1388
قدر شبهای اشک را ...

ای خواب برو ز چشم بیمار برو
بیش از غم دل مرا میازار برو

یا اینکه برای آخرین بار بیا
یا چشم مرا به اشک بسپار برو

ا.د.محراب

اگر یادتان بود و باران گرفت
 دعایی به حال بیابان کنید
چهارشنبه 18 شهریور1388
نینوای نای تو


از فكر چشم های تو خوابم نمی برد

باز از صدای پای تو خوابم نمي برد

ني های بي نوای مرا ناي ناله نيست

بي نينوای نای تو خوابم نمي برد

ا.د.محراب

ادامه دارد...



سه شنبه 10 شهریور1388
یک ماه از اینجا گذشته بود


یک ماه گذشته بود از اینجا

 باشکوه نوشته بود از اینجا:

«با ماه چرا نگفته بودی

یک ماه گذشته بود از اینجا»

ا.د.محراب


چهارشنبه 4 شهریور1388
ماه مهمانی او


باز کن پیک صبا مست سبو آمده است

نامه دعوت مهمانی او آمده است


ا.د.محراب




شنبه 31 مرداد1388
کبوتران فارس

توی خلوت دلم فقط خودت خونه داری

کنج این خونه بیا ببین یه دیوونه داری

 

هر کی ام یا هر چی ام از راه دوری اومدم

نکنه ردم کنی بگی بدم بگی بدم

 

سلام به کبوترانی که از فارس تا خراسان به هوای حرم امن رضوی پر کشیدند

و زود برگشتند

آنقدر زود که یادشان رفت دلهایشان را با خود ببرند

 

چهارشنبه 28 مرداد1388
آخرین ماه خدا

با تو ای تنها شکوفه بر نهال لحظه ها

با تو زیبا می شود روزی جمال لحظه ها


جویبار لحظه ها بی تو گلالود از غم است

با تو گل می نوشد از آب زلال لحظه ها


اولین تصویر هر آدینه در آیینه ای

آخرین ماه خدایی در کمال لحظه ها


رفته ای از غرب چون خورشید می آیی ز شرق

من ولی یا در جنوبم یا شمال لحظه ها


ابر مژگانم چرا اشکی نبارد کز فراق

آسمان هر لحظه می گرید به حال لحظه ها


در فراق تو زمان آرام و سنگین گام شد

درد من گویی که شد هر دم وبال لحظه ها


چشم بر شاخ درخت انتظارت دوختم

باغبان کی می رسد این سیب کال لحظه ها


کی به پایان می رسد چشم انتظاری های تو

سر به زیر انداختم با این سوال لحظه ها


لحظه ای بگذار تا پروانه باشم بعد از آن

از پرم هر چی که باقی ماند مال لحظه ها


گر بسوزم باز هم از تو خیال آسوده نیست

گرچه راحت می شود دیگر خیال لحظه ها


ا.د.محراب


جمعه 16 مرداد1388



© All Rights Reserved to harire.Blogfa.com

طراحان قالب: محمدرضا ابراهيمي - احمد دیندار